الشيخ المنتظري

578

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

مرگ براى دوست و دشمن « فَمَايَنْجُو مِنَ الْمَوْتِ مَنْ خَافَهُ ، وَلاَيُعْطَى الْبَقَاءَ مَنْ اَحَبَّهُ » ( كسى كه از مرگ بيم داشته باشد بالاخره نجات و رهايى براى او نيست ، و كسى كه دوستدار زنده بودن باشد هميشه زنده نخواهد ماند . ) ابن ابى الحديد و ديگران عقيده دارند اين جمله از نظر معنا ربطى به جملات قبل ندارد و مرحوم سيّد رضىّ آن را از جاى ديگر آورده و به اين خطبه چسبانده است ، ( 1 ) و خلاصه اش اين است كه مى فرمايند : مرگ خواهى نخواهى براى انسان حتمى است و بالاخره گريبان انسان را مى گيرد ; تو از مرگ بترسى يا نترسى ، دوست داشته باشى زنده بمانى يا نه ، آخر مردنى هستى و مرگ به سراغت مى آيد . قرآن شريف فرموده است : ( اينما تكونوا يدرككم الموت ولو كنتم في بروج مشيّدة ) ( 2 ) اگر در برجهاى بلند و محكمى هم باشيد مرگ را درك مى كنيد ، اجل فرا مى رسد و بالاخره مى ميريد . « فما ينجو من الموت من خافه » كسى كه از مرگ مى ترسد از مرگ نجات پيدا نمى كند ، « و لا يعطى البقاء من احبّه » و اين طور نيست كه هر كس از ماندنِ در دنيا خوشش مى آيد از مرگ نجات پيدا كند ، البتّه احتمال دارد كه ضمير در « احبّه » به « الموت » برگردد ، و روى اين احتمال معنا اين مىشود : آن كسى هم كه مرگ را دوست دارد خواهد مرد . والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته

--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 299 2 - سوره نساء ، آيه 78